الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

56

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

ديگرى مقايسه نكند . گر چه اين دو صفت غالبا توأمند ، و ريشه مشترك دارند ولى گاه از هم جدا مىشوند . و « امر » به رعايت اعتدال در « عمل » و « سخن » ، زيرا تكيه روى اعتدال در راه رفتن يا آهنگ صدا در حقيقت به عنوان مثال است . و براستى كسى كه اين صفات چهارگانه را دارد انسان موفق و خوشبخت و پيروزى است ، در ميان مردم محبوب ، و در پيشگاه خدا عزيز است . قابل توجه اينكه ممكن است در محيط زندگى ما صداهايى ناراحت كننده تر از صداى خران باشد ( مانند صداى كشيده شدن بعضى از قطعات فلزات به يكديگر كه انسان به هنگام شنيدنش احساس مىكند ، گوشت اندامش فرو مىريزد ! ) ولى بدون شك اين صداها جنبه عمومى و همگانى ندارد . بعلاوه ناراحت كننده بودن با زشتتر بودن فرق دارد ، آنچه به راستى از صداهاى معمولى كه انسان مىشنود از همه زشتتر است همان صداى الاغ مىباشد ، كه نعره‌ها و فريادهاى مغروران و ابلهان به آن تشبيه شده است . نه تنها زشتى از نظر بلندى صدا و طرز آن ، بلكه گاه به جهت بى دليل بودن ، چرا كه به گفته بعضى از مفسران صداى حيوانات ديگر غالبا به واسطه نيازى است ، اما اين حيوان گاهى بى جهت و بدون هيچگونه نياز و بى هيچ مقدمه فرياد را وقت و بى وقت سر مىدهد ! و شايد به همين دليل است كه در بعضى از روايات نقل شده كه هر گاه صداى الاغ بلند مىشود شيطانى را ديده است . بعضى گفته‌اند فرياد هر حيوانى تسبيح خدا است جز صداى الاغ ! به هر حال از همه اين سخنها كه بگذريم زشت بودن اين صدا از ميان صداها نياز به بحث و گفتگو ندارد .